صفحه اصلی   |   www.marvdashtnama.ir   |   

 

آخرین اخبار

  • میز خدمت؛ پاسخگویی چهره‌به‌چهره مسئولان شهرسیدان
  • اقامتگاه های بوم گردی روستای کندازی؛ جایی برای آرامش
  • راهپیمایی 22 بهمن ماه نمایش اقتدار و همبستگی واتحاد ملت ایران اسلامی است
  • بهره‌برداری از چندین پروژه‌‌ عمرانی در شهر سیدان
  • فرماندار مرودشت: دهه فجر به صحنه امیدآفرینی تبدیل شود
  • تروریست پدرتان است!
  • انتخابات عیار سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است
  • سپاه مظهر دین ودفاع از اسلام است
  • روستای کندازی نگین گردش و هنر
  • وقتی یک ملت بدهکار می‌شود
  • دلنوشته ای برای قاسم های مرودشت
  • ۹۹درصدروستاهابخش سیدان ازگاز برخوردارشده اند
  • حسین بابری؛ سرمایه‌های ایران اسلامی
  • روایتی دردناک از جنایت داعش‌گونه اغتشاشگران در مرودشت
  • خیانت بزرگ نمایش خانگی به فرهنگ نسل جوان
  • پرچم مقاومت وتمامیت ارضی دردستان رهبر انقلاب است
  • گزارش تصویری: تخریب اموال عمومی در اعتشاشات 18 و 19 دی 1404
  • روزهای پرالتهاب و تاریخی مرودشت + تصاویر
  • تشییع پیکر مطهر معلم شهید حسین بابری در مرودشت
  • می‌خواستند تخت‌جمشید را آتش بزنند؛ اجازه ندادیم
  • این آخرین نبرده
  • خروش انقلابی مردم مرودشت
  • مصائب ذهن استعمارزده
  • مسئولان فکری به حال موضوع گرانی ها و تورم کنند.
  • اقدام ارزشمند دوستداران محیط زیست شهرستان مرودشت
  • شكل‌گیری ساختارهای اقتصادی و حقوقی در ایران باستان
  • نگارخانه مرودشت با همکاری شهرداری در حال تعمیر و تجهیز است.
  • امام‌جمعه موقت مرودشت منصوب شد
  • گفت و گوی سرپرست اداره فرهنگ مرودشت با پیمانکار پروژه مجتمع فرهنکی هنری مرودشت
  • آیین معارفه سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مرودشت برپزار شد
  •  

     

     


    خاطرات یک مرودشتی ساکن سوئد_ قسمت دوّم

    نويسنده - خبرنگار: فرشید

     
    1089
    :كد
    يك شنبه 29 مهر 1391




    خلاصه فسمت اوّل
    من فرشید هستم، 22 سال است که در سوئد زندگی میکنم. بطور تصادفی با سایت مرودشت آنلاین آشنا شدم. انگار که گمشده خودم را پیدا کردم. مشاهده عکسها و نقشه شهر مرودشت و اخبار مربوط به آن مرا به دوران کودکی ام برد و اینک دنباله خاطرات

    -----------------------------------------------------
     
    دهه 1340 بود و منزل ما در خیابان فرهنگ گه تازه اسفالت شده بود قرار داشت. روبروی ان محوطه ای بسیار بزرگ بود که بعدها دور آنرا دیوار کشیدند و متعلق به کارخانه قند مرودشت بود. که به آن کفّه ای میگفتند. در آنموقع یکی از تفریحات مردم این بود که وفتی در کفه ای صدای  سار نقاره میآمد، مردم جمع می شدند و پهلوانی بود که زنجیر پاره میکرد و یا چرخ ماشین از روی دستش رد میشد و مردم با هیجان کف میزدند و گاهی هم بساط مار گیرها بود که چندین جعبه مار داشتند و مردم را سرگرم میکردند و پولی هم بدست میآوردند
     
    یکی دو بار در سال هم شبها در همین کفه ای فیلم نشان میدادند که تماشایش بسیار جالب بود. بعدها اوّلین سینما در سه پلی افتتاح گردید. ایّام پائیز هم کامیونهای چغندر در همین کفه ای منتظر نوبت تخلّیه می شدند. صدای سوت شروع و پایان کار و تعویض شیفت کار کارخانه قندمرودشت بسیار دفیق همچون ساعت بیگ بن در لندن مورد اعتماد مردم بود
     
    کارخانه فند مرودشت در سال 1314 افتتاح گردید و توسظ چکسلواکی و بعدها تفاله خشک کنی توسظ انگلیسها و کوره آهک توسط آلمانها  ساخته شد. مدیرّیت خوب و پرسنل کارآمد باعث شد قند مرودشت در سراسر ایران با بهترین کیفیّت مشهور شود
     
    چیزی که برایم جالب بود دو نفر دلال بودند که سر فلکه مرودشت مرتب صدا میزدند آی شهر، آی شهر. و راننده هم به آنان حق دلالی میداد.و بعدا اتوبوس واحد آمد که خیلی هم ارزان بود و در آنزمان ماشینها برای رفتن به شیراز از وسط زرقان میرفتند. و بساط بافتن بولیو در کنار جاده به چشم میخورد و در مرودشت هم کوچه ای بود به همین نام ، کوچه بولیو بافها
     
    در آنزمان اگر کسی فوت میکرد همه متاثر میشدند و بیاد دارم دیدن تابوتی که بطرف قبرستان میرفت تا چند رور فکر مرا مشغول میکرد. تنها قبرستان مرودشت بر روی تپه ای بود که بآن تول سوز یا بقول امروزی ها تل سبز میگفتند
     
    بعدها قبرستان به محل فعلی که به آن گلزار شهدا میگویند منتقل گردید. برای من مقدس ترین مکان دنیا همین گلزار شهدای مرودشت است، چون آرامگاه مادرم در آنجاست
     
    من امیدوارم رفته رفته آرامگاهای ایران همچون سوئد بشود. در سوئد آرامگاها زیر نظر سازمانهایی است که بسیار زیبا و مرتب از آن مراقبت میکنند. و تمام وسائل وجود دارد مثل توالت دستشویی و مکان استراحت و رستوران و غیره
     
    آه که چقدر خوشحالم که بعد از سالها دوری ار وطن خاطرات گذشته ام را می نویسم. در قسمت های بعد خاطرات رفتن به تخت جمشید بطور یواشکی از راههای فرعی و زندانی شدنم بمدت 3 ساعت در پاسگاه ژاندارمری آنزمان در تخت جمشید خواهم گفت
     
    فرشید ساکن سوئد




    نظرات بینندگان
    فرشید  با عرض سلام به همشهری های خوبم. من فرشید هستم ساکن سوئد. با تشکر از آقای مختاری عزیز که خاطرات منو تا بحال در 3 قسمت در سایت گذاشته اند و این خاطرات ادامه خواهد داشت و در لابلای آن از سوئد هم گفته ام. موفق باشید و همه تان را دوست دارم.
    far far away  سلام به همی‌ هم شهری‌های گلم و آقا فرشید چه خوب که از خاطره‌هاتون برامون گفتین،منم کانادا زندگی می‌کنم خوشحالم که هنوز خودتون متعلق به مرودشت میدونین،بعد از این همه سال زندگی اینجا غروب که می‌شه چشمام و می‌بندم و به مرودشت فکر می‌کنم،و همیشه با خودم زمزمه می‌کنم که‌ای کاش هوا پیما به جهان ما پا نمی گذاشت
    mohammad  همشهري گرامي فرشيد خان خاطرات جالبي بود من الان در خيابان فرهنگ زندگي ميكنم خيابان بزرگ شده ولي هنوز كارخانه كار ميكند با صداي سوت معروف آن،مدرسه حافظ همچنان پا بر جاست و از كفه اي خبري نيست...لطفا از خاطرات خود بيشتر بنويس،موفق باشيد.
    کاظمی  یکی از اخلاق ما شرقی ها بویژه ایرانی ها زندگی کردن با خاطراتمان هست. جالب اینکه همشهری مان -فرشید- بعد از 22 سال هنوز خاطرات کودکی و نوجوانی زادگاه را فراموش نکرده. اگر ممکن است در کنار این خاطرات قدیمی از زندگی در سوئد هم برایمان بنویسید. برای ما که مرغ همسایه برایمان غاز است... پیروز باشید
    ارسال نظرات
    نام
    ایمیل
    نظر*  
    کد امنیتی جمع 4 با 4
     

      - نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
    - نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

     

     

     
     
    +تبلیعات در سایت مرودشت آنلاین با تعرفه های استثنائی - 09394084008
     
    6153
     
       
      logo-samandehi

    صفحه اصلی

    مدیریت سایت

    ارتباط با ما

    خبرنامه

    ایمیل

    آرشیو

    جستجو

    پیوند ها

    سفارش تبلیغات

    RSS

     

    بهترین نمایش در 768*1024     |    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرودشت آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.    |    طراحی و تولید: H. Mokhtari